بند بازی رئیس جمهور ماکرون میان دونالد ترامپ و حسن روحانی

آیا هنوز میتوان توافق برسربرنامه هسته ای ایران را نجات داد؟

رئیس جمهور امانوئل ماکرون طی چند ماه اخیربرای نجات توافق در مورد برنامه هسته ای ایران کوشش فراوانی نموده است. پا پس کشیدن ایالات متحده از این توافق به معنی پایان این تلاش هاست؟ آیا میتوان هنوزاز بروز خطرات جدی تر ممانعت کرد؟ آیا رئیس جمهورفرانسه باید به تهران سفرکند؟

مدیریت پرونده هسته ای ایران مکتب سختی برای امانوئل ماکرون است. اوبدینگونه تمامی تله های دیپلوماسی درآشفته بازارخاورمیانه را کشف میکند. او در سپتامبر ٢٠١٧ در برابرمجمع عمومی سازمان ملل، با ستایش ازچندجانبه گرائی، دیدگاه متفاوتش از خط مشی دونالد ترامپ در باره توافق هسته ای وین را ارائه داد. توافقی که رئیس جمهورآمریکا روز پیش در همانجا ازآن بعنوان «بدترین ومغرضانه ترین» قراردادی که تاکنون ایالات متحده امضا کرده است، یاد میبرد. رئیس جمهور فرانسه، ضمن اشاره به ضرورت یافتن راه حلی برای پابرجا نگاه داشتن مقررات اصلی به هنگام اتمام دوره آن ونیزتهدیدات ناشی از فعالیت های موشکی ایران، برعکس خواهان حفظ این توافق است.

نجات توافق وین

دونالد ترامپ سپس در ماه اکتبر توافق وین را « ملغی » اعلام کرد، حرکتی که بعنوان اولین قدم برای برون رفتن از آن تلقی میشود. امانوئل ماکرون در جریان یک گفتگوی تلفنی با رئیس جمهور ایران حسن روحانی پایبندی فرانسه به این توافق را مجددا تاکید میکند. او ضرورت «گفتگو» و«پیشرفت» درباره برنامه موشکی ایران و مسئله امنیت منطقه ای را نیز پیش میکشد. او سفرآینده وزیر امور خارجه خود برای بحث در باره این مسائل را اعلام میکند. سرویس خبری الیزه درعین حال به «امکان سفر رئیس جمهور فرانسه به ایران بدعوت رئیس جمهورروحانی»(١) نیزاشاره میکند. چنین خبری انتظارات بسیاری بوجود میاورد چرا که این اولین سفر یک رهبرکشورغربی بااهمیت به جمهوری اسلامی خواهد بود.

رئیس جمهور فرانسه، نوامبر٢٠١٧، دریک کنفرانس مطبوعاتی در دوبی شرکت کرده وسپس برای آشنائی با محمد بن سلمان ولیعهد عربستان وحل قضیه حریری به ریاض میرود. اوسرسختانه ازروابط میان فرانسه وایران دفاع میکند، برپای بندی فرانسه به توافق وین تاکید می ورزد اما درضمن برضرورت تکمیل کردن آن « با افزودن دواصل دیگر، مذاکره درباره فعالیت های موشکی ایران، حتی اگرلازم باشد با اعمال مجازات، وگفتگوی راهبردی برای محدودیت سلطه جوئی ایران در تمام منطقه» نیزپافشاری میکند (France Info, AFP ۱۰ نوامبر ۲۰۱۷). تغییر گویش آشکارواستفاده از کلماتی چون «مذاکره»، «مجازات»، «سلطه جوئی»، سبب خشم تهران میشود ، چراکه این مسائل برایش قابل مذاکره نیستند. لحن تندترمیشود. گرچه واکنش مقامات رسمی ملایم است اما گفتمان محافل مخالف رئیس جمهور روحانی، بویژه پس از آنکه امانوئل ماکرون چند روزپس از آن ایران را آشکارا به داشتن « موضعی کمترپرخاشگرانه تر در خاورمیانه»(٢) ترغیب میکند، متفاوت است. گفتگوادامه دارد اما جنگ لفظی آغاز شده است. ژان-ایو لودریان وزیرامور خارجه دریک برنامه تلویزیونی ١٢ دسامبر شبکه دو فرانسه معتقد است که : « به حضور ایران واراده اش برای ایجاد محور تهران – مدیترانه باید نه گفت !». چند روز بعد، علی اکبر ولایتی، مشاوردیپلوماتیک رهبر، به یک آژانس مطبوعاتی میگوید : « اگر فرانسه میخواهد اعتبار بین المللی خود را حفظ کند باید از پیروی کورکورانه ازآمریکائی ها دست بردارد.... رئیس جمهور فرانسه در حال حاضر همچون توله سگ دونالد ترامپ عمل میکند.» (رویترز، ١٧ دسامبر).

لغزش روابط به سطحی پائین تر

علی رغم این اظهارات ناخوشایند، بازدید ژان-ایو لودریان از تهران به منظور برآورد مناسب بودن سفررئیس جمهورکماکان دردستورکارباقی مانده است. اوماه مارس به آنجا میرود ولی، به محض اینکه صحبتی ازامکان مذاکره درباره برنامه موشکی ویا نقش ایران درمنطقه به میان می کشد، با دیواری روبرو میشود. قابل توجه است که علی شمخانی، دبیرشورای عالی امنیت ملی، به هنگام ملاقات با لودریان لباس نظامی دریابانی خود را به تن دارد ( یک سال پیش، دردیدار با ژان – مارک ارو اولباس شخصی پوشیده بود). وزیرفرانسوی با احتیاط نتیجه گیری میکند که « هنوز راه درازی درپیش روست». از سفررئیس جمهور دیگرسخنی شنیده نمی شود.

درنیمه ماه آوریل ٢٠١٨، پس ازاینکه فرانسه درکنارآمریکا وانگلیس برای مجازات – بیشتر نمادین- بشر اسد به خاطراستفاده ازسلاح شیمیائی، دربمباران سوریه شرکت میکند، روابط بازهم سردترمیشوند. علی خامنه ای رهبرایران رهبران سه کشور را به یک جنایت بزرگ متهم میکند. گرچه کانال های ارتباطی بازمی مانند اما رابطه به سطح نازلی سقوط میکند.

قانع کردن ترامپ برای بازماندن در توافق

آیا اوضاع در رابطه با ترامپ بهتراست ؟ اواخرسال ٢٠١٧ واوایل سال ٢٠١٨، اروپائیان سعی کردند تا با آمریکائی ها اقدامات لازم برای ادامه پای بندی آنان به توافق وین را مشخص کنند. سه کشور امضا کننده توافق - آلمان، فرانسه وانگلستان – اتحادیه اروپا را وادارمیکنند تا مجازات های جدیدی برعلیه ایران تصویب کند ولی موفق نمی شوند شریک خود، آمریکا، را قانع کنند. اواخرآوریل، امانوئل ماکرون، با اطمینان به رابطه شخصی خود با دونالد ترامپ، به واشینگتن میرود و امیدواراست که بتواند تصمیم او برای خارج شدن از توافق را تغییردهد. اوبا پیشنهاد روندی مبتنی بر«چهار اصل» تقویت توافق فعلی، تداوم محدودیت ها پس ازپایان دوره توافق، «مهارکردن نفوذ نظامی» ایران درمنطقه و «نظارت بر فعالیت موشکی آن»(٣) درهمسوئی با ترامپ دورترمی رود. اما همه اینها بی نتیجه است وترامپ ٨ مه ازتوافق خارج میشود.

چه درس هائی ازاین تلاش ها میتوان گرفت؟ پس از پایان ماجرا، گفتن اینکه آنها هیچ شانسی برای پیروزی نداشتند آسان است. اما ترامپ احتمالا میتوانست تصمیم خود را به عقب بیاندازد ویا تاثیرات خروج از توافق بر شرکت های اروپائی را کاهش دهد. در چنین حالتی، این سفر همچون پیروزی دیپلوماسی فرانسه مورد تحسین قرارمیگرفت. نهایتا، مواضع طرفین درگیرآشتی ناپذیرجلوه کرد. دررابطه با ایران، امیدواری به اینکه بتوان جمهوری اسلامی را قانع کرد که تغییردرمفاد توافق وین ویا مذاکره درباره یکی ازحیاتی ترین عناصرحق حاکمیت ودفاع ملی خود یعنی برنامه موشکی را بپذیرد بی فایده بود. اشاره به احتمال مجازات های جدید برای وادارکردنش به عقب نشینی نیزکاررا خراب ترکرد. نگاهی به تاریخ این کشور واینکه چگونه آنها زیرفشارخشمگین میشوند، مانع ازایجاد توهم میشد. دررابطه با ایالات متحده، این ماجرا پدیده ای را آشکار ساخت که درآغازچندان مفهوم نبود یعنی نفرت بی حد وحصردونالد ترامپ ازباراک اوباما وتمایل او برای پاک کردن رد پایش درتاریخ به هر قیمتی که باشد : برنامه حمایت اجتماعی اوباما، توافق با ایران.

با اتمام این قضایا، ماجرای دنباله دارسخت دیگری آغازمیشود که مبین معادله ای با سه مجهول است : چگونه میتوان از یک جنگ اقتصادی با ایالات متحده اجتناب کرد ودرعین حال ایران را با تجارت وسرمایه گذاری کافی درچهار چوب توافق هسته ای نگاه داشت وآنهم بدون اینکه وحدت اروپا را به خطرانداخت؟ هنگامی که از انزوای آمریکا در این جریان سخن گفته میشود، خود به خود عنوان معروف (مشکوک، یادداشت هیئت تحریریه) روزنامه تایمز را به خاطر میاوریم : «مه بر روی کانال مانش، قاره اروپا در انزوا». متاسفانه دراین مورد و در حال حاضراین اروپا ونه آمریکای ترامپ است که بنظر میرسد درمه گم شده باشد، حتی اگرچه دستورالعمل سال ١٩٩٦ اتحادیه اروپا، که هدفش خنثی کردن مجازات های آمریکائی در اروپاست، دوباره بکارانداخته شده واتحادیه اروپا درصدد متوسل شدن به داوری سازمان تجارت جهانی است. اما دستورالعمل ١٩٩٦ فقط برای شرکت هائی که درایالات متحده فعال نیستند موثراست چرا که در غیر این صورت آنها درعمل مشمول قوانین آمریکا میشوند و داوری سازمان تجارت جهانی نیز، بخاطرروال طولانی تصمیم گیری، حتی اگر روزی تصمیمی اتخاذ شود، به این زودی ها ثمره ای نخواهد داشت. شرکت های فرانسوی توتال وپژو اعلام کرده اند که خود را برای خروج از ایران آماده میکنند. گرچه آنها ازدولت آمریکا درخواست معافیت کرده اند اما میگویند که شانس دریافت معافیت ازمجازات بسیار کم است.

مذاکره کردن، مذاکره کردن بی وقفه

باید به دیپلوماسی بازگشت. امانوئل ماکرون درآستانه گردهمآئی گروه ٧ درتوئیتی می نویسد « مذاکره، دوباره ودوباره. تبادل نظر، تلاش برای قانع کردن، بی وقفه، برای دفاع از منافع فرانسه وتمامی آنهائی که معتقدند که جهان را فقط با کمک همگان میتوان ساخت». او بی تردید آگاه است که این اشاره به گفته معروف، کاردینال ریشلیو، است که دروصیت نامه سیاسی خود مینوشت ( شاید امروز توئیت میکرد) که : « مذاکره کردن بی وقفه، آشکارا یا محرمانه، همه جا، حتی اگر چه ثمره فوری بدست نیاید ومحصول مورد انتظار در آینده قابل تجسم نباشد، ضرورتی بزرگ برای کنش دولت هاست». این درست همان وضعیتی که امروزه دچار آن هستیم. گردهمآئی گروه ٧، گرچه نگرانی های شرکت کنندگان درمورد برنامه های موشکی وهسته ای ایران، ونیزحمایت این کشور از گروه های تروریستی ونقش آن در منطقه را تکرارمیکند اما هیچ راه حلی یرای برون رفت از بن بست های کنونی ارائه نداد.

معنی بخشیدن به یک دیداررئیس جمهور فرانسه از تهران

امانوئل ماکرون، ماورای این کلی گوئی ها، برای امیدواری به رونق بخشیدن به روایط میان اروپا، وبنابراین فرانسه، وایران چه برگ هائی در اختیاردارد ؟ دررابطه با نقش ایران درمنطقه، فقط یک دوی گشنیز *، اما گذشت زمان شاید بتواند جاه طلبی های تهران را مهارکند. مواضع ایران درعراق وسوریه نشانه هائی از شکنندگی بروزمیدهند. وبرعکس، هیچ چیز مانع از آن نمی شود که با گفتمان وزیر امورخارجه ایران، که خواهان گفتگوئی به اشکال مختلف برای دست یابی به « یک پیمان عدم تجاوز منطقه ای»(۴) است، همراه شد. درمورد برنامه فعالیت های موشکی ایران، به جای مطرح کردن همزمان مذاکره ومجازات، که درواقع تکرار اشتباهات گذشته است وهیچ فایده ای نخواهد داشت، بهتر است که باز هم به چند جانبه گرائی توسل جست. ایران، بدون امتیاز متقابل درباره این مسئله که در ارتباط با حق حاکمیت اش است ، قدمی برنخواهد داشت.

و سرانجام، درمورد پرونده هسته ای، برای باقی ماندن ایرانیان دراین توافق، پیش از هرچیز فرانسه میتواند در چهارچوب اروپا برنامه وسیعی برای همکاری وسرمایه گذاری در بخش هائی همچون کشاورزی، صنایع غذائی، بهداشت، حفاظت از محیط زیست وآموزش عالی، که مشمول تحریم های آمریکا نیستند، براه اندازد. اما تلاش برای بازنگری توافق هسته ای کنونی حاصلی نخواهد داشت. این توافق، گرچه ناقص، همچون تمامی توافق های دیگر، طبیعتا برسازش استوار است. بهتراست در حال حاضرخود را برای زمانی که مفاد اصلی توافق به تاریخ مصرف نهائی نزدیک میشوند آماده ساخت.

در انتها، بازدید رئیس جمهور فرانسه از تهران را باید به تعهد رسمی ایران برای بازماندن در توافق وین مشروط کرد. در این صورت، چنین سفری پرمعنی خواهد بود.

* کارت دوی گشنیز در ورق نماد وجود تنش میان دو فرد است و دعوت به آرامش برای درک بهتر از یک شرائط درگیری است. دارنده این کارت باید فاصله بگیرد و اجازه دهد که از آتش درگیری کاسته شود و وضعیت به حالت عادی بازگردد.

١ سرویس مطبوعاتی ریاست جمهوری، ١٣ اکتبر ٢٠١٧

٢ گوتبرگ، ١٧ نوامبر، رویترز

٣ ترجمه سخنرانی انگلیسی امانوئل ماکرون در مقابل کنگره ایالات متحده، سرویس مطبوعاتی ریاست جمهوری، ٢٧ آوریل ٢٠١٨

۴ اظهارنظر محمد جواد ظریف در فاینشنال تایمز، ٢١ ژانویه ٢٠١٨