گزارش

دره اردن. پاکسازي قومي و فشار بر کشاورزان فلسطيني

پيش از ارائه طرح الحاق دره راهبردي اردن[به اسرائيل] توسط نخست وزير بنيامين نتانياهو، اسرائيل در حال پيشبرد يك کارزار جسورانه و محرمانه با هدف جابجايي جوامع فلسطيني از مناطق شمالي کرانه باختري به قصد تصاحب اين سرزمين هاست.

ساعت تازه ازشش صبح گذشته که عمر بشارت غرش جيپ هاي نظامي اسرائيل را مي شنود. «من مي دانستم که چرا آنها آمده بودند، اما خانه من دستور تخريب را دريافت نکرده بود، بنابراين با خودم فکر کردم که آنها براي تخريب خانه همسايه ام آمده اند.» وقتي سربازان به سوي عمر مي روند، او قضيه را مي فهمد. « به من و خانواده ام گفتند كه وسائل مان را جمع کنيم ... و اين که بايد آنجا را ترک كنيم. من به يکي از آن ها گفتم که قبلاً درخواست مجوز کرده ايم، اما او گوشش بدهکار نبود.» افسر به من گفت: «اين حرف ها را به من نگوئيد، با وکيل تان صحبت کنيد.» در کمتر از يک ساعت، سرپناه خانواده عمر و پنج ساختمان ديگر در دهکده الحديديه تخريب شد. «اين پنجمين بار از سال ١٩٨٢ است که خانه من توسط ارتش تخريب مي شود.»

تخريب خانه ها تنها يکي از شگردهائي است که اسرائيل براي تحقق سياست «غيرقابل تحمل کزدن زندگي براي فلسطيني ها» در دره اردن، به کار مي گيرد. درختان زيتون مرتباً ريشه کن مي شوند، مزارع گندم در آتش مي سوزند، آب انبارها تخريب مي شوند و در نهايت، دسترسي به آب و حتي گاهي برق غيرممکن مي شود. تا چند روز پيش از اعلام نخست وزير بنيامين نتانياهو درخصوص نيت واقعي اسرائيل يعني الحاق اين منطقه راهبردي، صحبت چنداني دراين مورد که اين برنامه توسط اسرائيل- يعني تصاحب دائمي آن - براي ساکنين منطقه چه مفهومي خواهد داشت، ردوبدل نمي شود.ساکنيني که براساس براوردهاي مختلف، بالغ بر ٦٠هزار نفردر خاک اسرائيل هستند.(١)

«آنها حتي به ما نگاه نمي کنند»

«الحديديه» يک جامعه روستايي است که در شمال دره اردن واقع شده است. يک پايگاه نظامي اسرائيل، مشرف بر يک تپه در چند کيلومتري شمال آن جاست، در حالي که يک شهرک کوچک در ٢ کيلومتري شمال غربي آن واقع شده است. بدين ترتيب اين جامعه روستائي، تقريباً به صورت کامل در محاصره اشغالگران قرار دارد. به نواحي گسترده اي از زمين هاي شمال، شرق و جنوب «الحديديه» امکان دسترسي وجود ندارد، چرا که ارتش[اسرائيل] از آنها به عنوان ميدان تير استفاده مي کند. جاده دسترسي به روستا نيز آسفالته نيست. به محض اين که اين امر توسط ساکنان و اتحاديه هاي حمايتي عملي شد و امکان دسترسي آسان به روستا فراهم گرديد، ارتش جاده را از بين برد. همچنين از جانب پيمانکار اسرائيلي که منابع آب منطقه را کنترل مي کند، اجازه دسترسي به آب به ساکنان داده نمي شود.

در طول سال ٢٠١٥ اين جامعه روستائي با موج تخريب از جانب اسرائيل مواجه شد، يعني نيروهاي ارتش هفته اي يک بار سر وکله شان پيدا مي شد، تا جائي که خانواده ها چاره اي جز اين نمي ديدند که روي زمين دراز بکشند.

ارتش اسرائيل به صورت هفتگي براي بازرسي و تجسس در الحديديه حاضر مي شد. عمر بشارت يکي از ساكنين الحديديه مي گويد: «آن ها حرفي نمي زدند، تنها عکس مي گرفتند و چيزهائي يادداشت مي کردند. گاهي اوقات هم از پهپاد استفاده مي كردند. چند وقت بعد از آن، با دستور تخريب برمي گردند. برگه دستور تخريب را روي زمين مي گذارند، سنگي بر روي آن قرار مي دهند و مي روند. آنها حتي به ما نگاه هم نمي کنند.» هنگامي که دستور تخريب داده شود، ساکنان به خوبي مي دانند که خانه هايشان ويران خواهد شد، اما هيچ پيش بيني و تصوري از زمان دقيق اين امر ندارند. او اضافه مي کند: «تخريب ممکن است يک هفته ، يک ماه يا حتي سال ها بعد اتفاق بيفتد. عدم قطعيت يک استراتژي تعمدي براي القاي ترس و هراس است. قصد آن ها نه فقط نابودي، بلکه در اصل ارعاب است. آنها اميدوارند که ما از اين شيوه زندگي کلافه شده و اين جا را ترک کنيم.»

آخرين باري که خانه عمر تخريب شد، اکتبر سال ٢٠١٨ بود. در همان ماه، سازمان ملل متحد گزارش داد كه ٥١ ساختمان متعلق به فلسطينيان در مناطقي از کرانه باختري وبيت المقدس شرقي، توسط مقامات اسرائيلي تخريب يا تصرف شده است. در همين حال، سازمان حقوق بشراسرائيل «بتسليم»(٢)، تصريح کرد که حداقل ٦٩٦ ساختمان در دره اردن بين سالهاي ٢٠٠٦ تا ٢٠١٧ تخريب شده است. با اين حال، اين تخريب ها به ندرت منتهي به بحث و جدل ميان اسرائيلي ها و فلسطين ها شده است. ولي آزار و اذيت افرادي مانند عمر و خانواده اش، چنان عادي است که تقريباً مورد غفلت واقع شده و ناديده گرفته مي شود.

« هرجا ساکن شويم، آن ها دست به تخريب مي زنند»

ابوسقار بيش از ٧٠ سال است که در حوالي الحديديه زندگي مي کند. او حتي تا ديوان عالي کشور هم رفت تا جلوي تخريب را بگيرد. قاضي به اين دليل که وي از نظر شهرک نشين هاي مجاور به عنوان خطر محسوب مي شود، عليه اواقدام به صدور راي نمود، اگرچه او حتي سابقه کيفري نداشت. او مي گويد: «من عرب هستم. از نظر آن ها، من يک تروريست بالقوه محسوب مي شوم.» همچنين به او گفته شد كه مانند يک «چادر نشين» هر جا دلش مي خواهد برود. ابوسقار در پاسخ مي گويد:« گرفتن مجوز ساخت براي يک فلسطيني تقريباً غيرممکن است، بنابراين هر کجا که برويم، آن ها مي آيند و ويران مي کنند. آنچه آن ها مي خواهند اين است که ما اين جا را بگذاريم و برويم.»

با پيشروي اسرائيل در دره اردن، مراتعي که چوپان هاي فلسطيني به عنوان چراگاه از آن ها استفاده مي کنند، در حال کوچک تر شدن است. ابوسقار توضيح مي دهد: «شهرک نشين ها چشم ديدن ما را ندارند، به همين خاطر همواره سعي مي كنند كه يک “برهوت انساني” در اطراف خود ايجاد كنند. ما نيز خود تلاش مي کنيم از آنها فاصله بگيريم، اما اين کار بخاطر دور ماندن از محدوده تيرهاي آن هاست. ما يا توسط ارتش دستگير مي شويم يا توسط شهرک نشينان مورد آزار و اذيت قرار مي گيريم.» تعرض شهرک نشين ها براي ارعاب چوپان هاي فلسطيني، از آزارواذيت کلامي شروع مي شود تا صدمات جسمي، خرابکاري و تخريب اموال و حتي آتش سوزي هاي عمدي پيش مي رود.

«آنها را بدون شليک يک تير بيرون کنيد»

خاخام اريک اشرمان، بنيانگذار سازمان حقوق بشر اسرائيل “تورات عدالت” است. او هر هفته به همراه برخي فعالان اين سازمان، از اجتماعاتي كه توسط شهرک نشينان در دره اردن تهديد مي شوند، اجتماعات حمايتي برگزارمي كند. وي در تشريح موضوع مي گويد: «شهرک نشينان بر اين باورند که اگر به اندازه کافي فلسطيني ها را آزار دهند و مانع بقاي مالي آنها شوند، آنها را بدون شليک حتي يک گلوله، وادار به ترک خانه و زندگيشان مي کنند. خشونت شهرک نشينان با نوعي مصونيت تقريباً کامل صورت مي گيرد. يش دين(٣) - يک سازمان غيردولتي اسرائيلي که جهت صلح و سازش گام برمي دارد، اخيراً گزارش داده است که ٩١٪ از موارد خشونت مهاجرين شهرک نشين، بدون ايراد اتهام مختومه شده است. اشرمن توضيح مي دهد:« طي يک منازعه رو در رو بين يک چوپان فلسطيني و يک شهرک نشين اسرائيلي، شهرک نشين مي تواند به معناي واقعي کلمه فلسطيني ها را بکشد و بگويد که چاره اي نداشت زيرا به او حمله شده بود. ولي چنين استدلالي از جانب يک فلسطيني مورد قبول هيچ کس وافع نخواهد شد.»

خاخام اشرمان به خاطر جسارت همراهي کردن چوپان هاي فسطيني و گله هايشان، مورد ضربات پي درپي چوبدستي، لگد و حتي چاقو، از جانب هموطنان شهرک نشين خود قرارگرفته است. وي حتي توسط ارتش دستگير شد و نامه هاي تهديدآميزي دريافت کرد. «هنگامي که من در برابر ديوار ندبه حاضر شده بودم، جوانکي من را خائن خواند. من او را نمي شناختم، ولي او مي دانست من چه کسي هستم.»

در حالي که ادعاي اسرائيل نسبت به دره اردن تا حد زيادي به اهميت راهبردي منطقه باز مي گردد، دولت اين کشور اطمينان داده است که توان بالقوه اقتصادي گسترده زمين هاي زراعي منطقه به هدر نخواهد رفت. ده ها سال است که دولت، مردم [مهاجر] را به شهرک هاي سرتاسر منطقه هدايت مي کند. شهرک ها از منابع طبيعي بهره برداري مي کنند تا از جانب فلسطيني ها مورد استفاده قرار نگيرد. اين موضوع به نفع صنعت کشاورزي مرفه اسرائيل تمام شده و از طرف ديگر، منجر به ويراني کامل کشاورزي و دامداري فلسطين ها شده است.

وارسي چاه ها با اسکورت نظامي

العوجا روستائي فلسطيني در شمال اريحا است. پيش از اشغال، چشمه آب طبيعي آن، يکي از منابع اصلي تامين آب فلسطيني هاي دره اردن بود. امروزه اين شهر به سختي آب کافي براي مصرف دارد، چه برسد براي آبياري محصولات کشاورزي. صلاح فريجات رئيس شوراي شهر العوجا است. وي مي گويد: «پس از سال ١٩٦٧، اسرائيلي ها شروع به ساختن چاه هايي کردند که مورد استفاده شهرک نشيانان باشد.» امروز چشمه آب العوجا خشک شده است و در نتيجه ويراني اراضي کشاورزي را در پي داشته. اسرائيل، فلسطيني ها را از حفر چاه هاي جديد منع مي کند و محدوديت ها و مقررات سختي را براي حفر چاه هاي عميق، که امکان دستيابي به آب در اعماق زياد زمين را مي دهد، وضع کرده است. «ما مجاز به حفر چاه عميق براي يافتن آب با کيفيت نيستيم. آب هاي زيرسطحي با عمق کم، شور هستند و ما نمي توانيم از آن ها براي کشاورزي يا آشاميدن استفاده کنيم.» اسرائيل شهر را تحت نظارت سختگيرانه اي قرار داده تا امکان دسترسي آن ها به آب را، زير کنترل ونظارت دقيق خود داشته باشد. وي اضافه مي کند: « کارکنان شرکت ملي آب ماکروت(٤)، هر ماه براي سرکشي و بررسي عمق چاه هاي ما، به اين جا مي آيند. آنها اغلب با اسکورت نظامي همراهي مي شوند.»

تأثير اين مسئله برکشاورزي ويران کننده و اسف بار است. ياسر عطيات يک سيفي کار است که با پرورش خيار، بادمجان و هندوانه زندگي خود را مي چرخاند. «اوضاع به قدري غيرقابل پيش بيني است که سال گذشته همه هندوانه و گندم من به باد فنا رفت. اين منطقه از نظر آب هاي زيرزميني سالم بسيار غني است، اما اسرائيلي ها اجازه نمي دهند عرب ها به اين آب ها دسترسي داشته باشند. همه آب ها به شهرک هاي اسرائيلي مي رود.» ياسر تاکيد مي کند: «بسياري از کساني که نسل اندر نسل در اين سرزمين زندگي کرده اند، زمين هاي خود را فروخته اند و اين جا را ترک کرده اند. وقتي کشاورزي نابود شود، زندگي کشاورزان نيز در پي آن ويران مي شود. ما در حال از دست دادن درامدهاي خود هستيم. پول براي بذر، براي کارگران و کليه مواد و منابع مورد نياز کشاورزي نداريم. ما همچنين درامدي که با فروش محصولاتمان ميتوانستيم بدست آوريم را، از کف داده ايم.» ياسر مي گويد: «درهمين حال، مزارع شهرک نشينان اسرائيلي رونق مي گيرند.آنها امنيت آبي دارند، اما از به اشتراک گذاشتن آن امتناع مي ورزند.»

بحران آب العوجا، همراه با محدوديت هايي دربهره برداري از زمين، آزادي جابجايي و دسترسي به بازار، بيکاري گسترده را در پي داشته است. بسياري از فلسطيني ها شديداً نيازمند کار هستند. به گونه اي متناقض، اين اوضاع وخيم به عنوان فرصتي توسط شهرک نشينان اسرائيلي در نظر گرفته مي شود، زيرا به اين موضوع آگاه اند که مي توانند از يک کارگرروزمزد ماهر فلسطيني براي کار در مزارع خود، بجاي تنها بخشي از دستمزدي که بايد براي يک کارگر اسرائيلي پرداخت کنند، بهره ببرند. اين تنها يکي از مزيت هاي اقتصادي کشاورزي در سرزمين هاي اشغالي است. شوراي شهر العوجا آمار حيرت انگيزي را ارائه مي دهد: گذران زندگي بيش از نيمي از جمعيت[فلسطيني] ساکن، به کار در مزارع شهرک نشين ها وابسته است. قانون مدني اسرائيل در مورد فلسطيني هايي که براي شهرک نشينان کار مي کنند، اعمال نمي شود، به اين معني که حقوق کارگران در شهرک هاي دره اردن، بر مبناي اصالت عرب آن ها در نظر گرفته، محاسبه و پرداخت شود.

اغلب از فلسطيني ها درخواست مي شود که از خشونت بپرهيزند. وقتي سربازان اسرائيلي، خانه فلسطيني ها ساکن دره اردن را تخريب مي کنند، خانواده ها واکنشي همراه با خشونت نشان نمي دهند. آن ها کودکان خود را يک جا گرد مي آورند، وسايل خود را جمع مي کند و تماشا مي کند که ارتش اشغالگر چگونه خانه شان را بوسيله بولدزر با خاک يکسان مي کند. وقتي ارتش محل را ترک مي کند، اعضاء خانواده در ميان آوار جستجو مي کنند و شروع به بازسازي زندگي خود مي کنند. فلسطيني ها جنايات جنگي اشغالگر را نه در يک دادگاه بين المللي، بلکه در دادگاه هاي کشور اشغالگر به چالش مي کشند. به واسطه تعهدشان به مقررات و التزام به عدم خشونت، به آنها گفته مي شود که در زماني نه چندان دور، سرزميني که سعادت و رفاه آن ها به آن بستگي دارد - يعني دره اردن - به زودي ضميمه کشور اسرائيل خواهد شد.

از زمان آخرين انتخابات در اسرائيل، به نظر مي رسد نتانياهو و متحد و رقيب سابقش بني گانتز ، مشتاقانه در صدد ادامه وعده هاي انتخاباتي خود در خصوص اين الحاق هستند. وي به تازگي گفت: «من اطمينان دارم که اين قول محقق خواهد شد و مي توانيم يک لحظه به ياد ماندني ديگر در تاريخ صهيونيسم را جشن بگيريم.» وزارت امور خارجه ايالات متحده، الحاق را «فرصتي مغتنم براي فلسطيني ها» مي داند. در حالي که جامعه جهاني از تأثير منفي بر وضعيت اسرائيل در جهان ابراز نگراني کرده است. معدود رهبراني نيز از وضعيت فلسطيني ها ابراز نگراني کرده اند.

زماني که عُمر در ميان انبوهي از آوارهاي انباشته شده طي سالها تخريب قدم مي زند، اظهارات وي بيانگر اظهارات بسياري از ساکنان فلسطيني دره اردن است: «مسلمانان، يهوديان، مسيحيان، اين تمايزها اهميتي چنداني ندارد. همه ما تنها خواهان زندگي آزاد بر روي اين خاک هستيم.»

١- مقامات اسرائيلي در ١١ ژوئن اعلام کردند که قصد دارند « فرايند سرشماري» از جمعيت فلسطين را، در سرزمين هاي در شرف الحاق انجام دهند.

٢- B’Tselem

٣- Yesh Din

٤- Mekorot