Joیادداشت های غزه (۷۵)urnal de bord de Gaza 75

«هدف های واقعی جنگ دیگر پوشیده و پنهان نیست»

رامی ابو جموس یادداشت های روزانه خود را برای «اوریان ۲۱» می نویسد. او که بنیانگذار «غزه پرس» - دفتری که در ترجمه و کارهای دیگر به روزنامه نگاران غربی کمک می کند- است، ناگزیر شده با همسر و پسر دو سال و نیمه اش ولید، آپارتمان خود در شهر غزه را تحت فشار ارتش اسرائیل ترک نماید. پس از پناه بردن به رفح، رامی و خانواده اش مجبور شدند مانند بسیاری از خانواده ها که در این منطقه فقیر و پرجمعیت گیر افتاده بودند، مجددا به تبعید داخلی خود ادامه دهند.. او رویداد های روزانه خود را در این فضا برای انتشار در «اوریان ۲۱» می نویسد:

در این تصویر، سه کودک در کنار دریا ایستاده‌اند و به سمت امواج دریا نگاه می‌کنند. یکی از کودکان پرچم فلسطین را در دست دارد و دو نفر دیگر نیز در حال نظارت بر صحنه هستند. لباس‌های آن‌ها متنوع است و در پس‌زمینه می‌توان نمایی از سواحل و ساختمان‌های شهری را مشاهده کرد. آسمان آبی و ابرهای کمی در بالای تصویر وجود دارد که حال و هوای دلپذیری را به تصویر می‌دهد.

چهارشنبه ۵ فوریه ۲۰۲۵

چنان که می دانید، من در چادر خود – که آن را «ویلا» می نامم-، اینترنت ندارم. می توانستم یک ارتباط کوچک خیابانی داشته باشم، اما از زمانی که همه رفته اند باید منتظر بمانم تا به دفتر خود در «خاده مطبوعات» برسم تا بتوانم خبرها را دریافت کنم. پیشتر از طریق مسافران گاری حمل حیوانات، که در اینجا یک وسیله نقلیه عمومی است، نیز از خبرها آگاه می شدم. اما پس از آتش بس و برگشت تقریبا همه جابجا شده ها، این گاری ها دیگر عملا وجود ندارند و امروز که چهارشنبه است این مسیر را پیاده طی می کنم.

برای دریافت خبرهای دیشب ناگزیر شدم منتظر رسیدن به دفتر بمانم. به محض رسیدن، پیامی دریافت کردم: «رامی، تو حرف های ترامپ را شنیدی». من شوکه شدم اما تعجب نکردم. شنیدن این حرف ها از مردی که همه دنیا را چیزی جز موقعیت هایی برای معامله کردن نمی بیند، تعجب برانگیز نیست. ترامپ انسان هایی که دربرابرش هستند را نمی بیند. قدرتمندترین مرد روی زمین است. کسی است که دستش روی دکمه ای است که می تواند سراسر دنیا را ویران کند. چنین مردی به خود اجازه می دهد بگوید که می خواهد کانادا و گرینلند را به کشور خود الحاق کند، با چین و مکزیک مقابله نماید و از این هم فراتر می رود. بنابراین، از شنیدن این که می خواهد غزه را تحت سرپرستی ایالات متحده قرار دهد یا حتی «مالک» آن شود و از آن یک کوت دازور در خاورنزدیک بسازد تعجب نکردم. ظاهرا، کسی که در یک برج بلند سکونت دارد، نمی بیند که مردم در پایین چگونه زندگی می کنند. ترامپ در یک حباب سوداگری زندگی می کند و اطرافش را میلیاردرهایی مانند ایلان ماسک گرفته اند. او نمی تواند معنای تحت اشغال بودن، مقاومت علیه اشغالگری و میل به زندگی در سرزمین خود را درک کند.

«حرف های زیبا کسی را نمی فریبد»

این عجیب و غریب است که ترامپ می خواهد در کشور خود بزرگ ترین دیوار را برای متوقف ساختن مهاجرت بسازد و درعین حال، از فلسطینی ها می خواهد که مهاجرت کنند. او درک نمی کند که به رغم ۱۵ ماه جنگ، که در طی آن ما زیر بمباران ها متحمل کشتارها و سلاخی هایی به سبک اسرائیلی شدیم، همچنان بخواهیم در غزه بمانیم. آری کسانی غزه را ترک کردند، چون از مرگ می ترسیدند و می خواستنداز شر جنگ بگریزند. آنها پول های زیادی به یک آژانس مسافرتی مصری پرداخت کردند، اما این هیچ ربطی به مهاجرت انبوهی که ترامپ در فکر آن است ندارد.

در اطراف من، مردم با حرف ترامپ با طنز و بذله گویی برخورد می کنند. شوخی هایی رواج یافته است: «برای رفتن چقدر به ما پول می دهد ؟ من کمتر از دو میلیون دلار نمی گیرم. من به مصر نمی روم، آمریکا را ترجیح می دهم». عده ای دیگر با تمسخر می گویند: «آیا او می خواهد که حماس هم با ما مهاجرت کند یا در اینجا بماند ؟ و دسته های دیگر مقاومت چطور ؟ آیا آنها هم به مصر خواهند رفت ؟». با سخنان ترامپ با لودگی برخورد می شود، درحالی که همه می دانند که باید آنها را جدی گرفت.

اما، او دستکم روشن حرف می زند و آنچه فکر می کند را درمیان می گذارد. هدف هایش روشن است: می خواهم این مشکل را به این صورت حل کنم، و می شود خیلی خوب فهمید که هدف های واقعی جنگ دیگر پوشیده و پنهان نیست و مثل روز روشن است. این چیزی است که من از ابتدای جنگ می گفتم که هدف اسرائیلی ها و آمریکا این نیست که حماس را نابود کنند یا گروگان های اسرائیلی را آزاد نمایند، بلکه راندن همه مردم غزه به سوی صحرای سینا یا جاهای دیگر است. سخنان ترامپ درباره «دلیل های انسان دوستانه» به جای پاکسازی قومی یا «جستجوی زندگی بهتر برای آنها»، کسی را نمی فریبد.