یادداشت های روزانه غزه (۳۰)

«این انسان دوستان در همان سکوتی که ما را احاطه کرده مردند»

رامی ابو جموس یادداشت های روزانه خود را برای «اوریان ۲۱» می نویسد. او که بنیانگذار «غزه پرس» - دفتری که در ترجمه و کارهای دیگر به روزنامه نگاران غربی کمک می کند- است، ناگزیر شده با همسر و پسر دو سال و نیمه اش ولید، آپارتمان خود در شهر غزه را ترک نماید و اکنون به طور مشترک با یک خانواده دیگر، در آپارتمان ۲ اتاق خوابه ای سکونت دارد. او رویداد های روزانه خود و غزه ای های رفح، که در این منطقه بینوا و پرجمعیت گیرافتاده اند را برای انتشار در «اوریان ۲۱» می نویسد:

دوشنبه ۱۳ مه ۲۰۲۴

امروز می خواهم به آن کارکنان سازمان ملل متحد ادای احترام کنم که توسط ارتش اسرائیل کشته یا مجروح شدند.

خودروی آنها با آن که آرم ONU را داشت هدف تیراندازی قرار گرفت. آنها با همان گلوله هایی که فلسطینی ها هدف گرفته می شوند کشته و مجروح شدند و دنیا هم به همان شکل در مرگشان سکوت اختیار کرده است. البته، سازمان ملل متحد بیانیه ای منتشر کرده و با ابراز اندوه این رویداد را محکوم کرده است. فردی که کشته شده به بخش امنیت سازمان ملل متحد (UNDSS) تعلق داشته و خودرو آنها به سوی بیمارستان اروپایی رفح در جاده صلاح الدین می رفته است. سازمان ملل متحد نه نام و ملیت این دو کارمند خود را اعلام نکرده است. رسانه ها هم، اعم از غربی یا عرب، حرفی در این مورد نزده اند. به گفته منابع من، فرد کشته شده هندی و سرهنگ پیشین ارتش کشور خود و پدر ۲ کودک بوده و همکارش اهل اردن است. همه می دانند که آنها توسط اسرائیلی ها هدف قرار گرفته اند.

طبق معمول، اسرائیل فراتر از قوانین است

از آغاز جنگ، ۲۵۰ تن از کارکنان سازمان های انسان دوستانه کشته شده اند. آنها عضو سازمان ملل متحد، به ویژه «اونروا» (Unrwa) یا سازمان های غیر دولتی مانند «امداد پزشکی بین المللی» (MAP) یا «پزشکان بدون مرز» (MSF) بودند. بیشتر آنها فلسطینی بودند و خبر مرگشان گذرا است. خبری داده و تمام می شود. اگر خبر مربوط به یک فرانسوی یا انگلیسی مانند مورد «آشپزخانه مرکزی جهانی» (WCK) باشد – دنیا تکان می خورد اما تغییری در مدیریت جنگ ایجاد نمی شود- در سطح انسان دوستانه عوارضی دارد ولی در آنجا هم درباره اش کم حرف زده می شود. این شاید به دلیل ملیت قربانی ها باشد. این آدم برای هدفی والا آنجا بوده و شهید شده، مثل دیگر کارکنان سازمان های انسان دوستانه در غزه. اما طبق معمول، اسرائیل فراتر از قوانین است. اسرائیلی ها تحقیق خواهند کرد و نتیجه خواهند گرفت که بی تردید تیراندازی از سوی جنگجویان حماس بوده و پرونده بسته می شود.

می خواهم درباره این مردی حرف بزنم که حتی نامش را هم نمی دانم. او برای کمک به مردم غزه به اینجا آمد، خیلی خوب می دانست که این کار خطر دارد. در یک بخش امنیتی کار می کرد و می دانست که غالبا باید به منطقه جنگی برود. با این حال این کار را انتخاب کرد. او که بود؟ تاکنون چیز زیادی درباره اش نیافته ام.

این مرد و زن همراهش با نیت کمک و انسان دوستی به اینجا آمده بودند. آنها زندگی خود را به خطر انداختند تا به فلسطینی ها کمک کنند. اما کسی جرئت نمی کند جلوی اسرائیلی ها بگوید که مستقیما هدف تیراندازی قرار گرفته اند. آنها به این اکتفا می کنند که بگویند باید درباره اش تحقیق کرد. دو فرد کشته و مجروح شده مانند همه کارکنان سازمان های انسان دوستانه، مشخصات جی پی اس (GPS) خود را به ارتش اسرائیل داده بودند. هربار که این ارتش کسانی را بمباران می کند که توسط جی پی اس ردیابی شده اند، ادعا می کند که اشتباه شده است. جز در مواردی که اسرائیل اتباع یکی از کشورهای قدرتمند جهان را هدف قرار دهد، کسی واکنشی نشان نمی دهد. در مورد اتباع این کشورها، لااقل چند بیانیه منتشر می شود.

گاوباز و گاو

این دو تن خانواده خود را گذاشته و برای توقف جنگ، حمایت از مجروحان، بیماران، زیرساخت ها و هرکار دیگری که از دستشان برمی آمد به اینجا آمدند. به نظر من، آنچه که در غزه رخ می دهد، مثل یک مسابقه گاوبازی است. اسرائیل گاوباز است. لباس آراسته به تن دارد، محترم شمرده می شود، تیغه هایش را در بدن مردم غزه که گاو هستند فرو می کند. غرب تماشاگر سرسختی گاو است و حتی از خشم آن ابراز انزجار می کند و اگر کسی به یاری گاو بیاید، گاوباز او را با تیغه ها مجروح می کند یا با شمشیر می کشد چون هدف از بین بردن گاو است و در نهایت، مرم دست می زنند. گاوباز همیشه برنده است، همیشه مورد احترام است، چون «درحال دفاع از خود» بوده است. هر نوع جنگی علیه این ملت بینوای فلسطین روا است: جنگ بمب ها، جنگ سربازان، جنگ قحطی، جنگ روانی، جنگ سیگار... و هیچ کس تکان نمی خورد. وقتی هم که قدرت های بزرگ تکانی می خورند، در جهت تأمین منافع خودشان و برای این است که یا انتخاباتی در پیش دارند یا بسیج و جنبشی در کشورشان براه افتاده یا به خاطر تحولاتی است که در منافعشان در منطقه رخ داده یا منافع شخصی رهبرانشان است. حتی دربرابر کشتارها که جلوی چشم همه دنیا رخ می دهد هم برای انسانیت تکان نمی خورند. قحطی ای که اکنون به خاطر بسته شدن پایانه های رفح و کرم شالوم، در حال ایجاد خفقان در جنوب نوار غزه است، کسی را تکان نمی دهد.

روز دوشنبه اطلاع یافتیم که کامیون های کمک انسان دوستانه از طریق پایانه زیکیم و جاده نتساریم وارد شده و به کسانی که از پیش در شمال زندگی می کنند کمک می کنند. اما این بار، قحطی افراد خیلی زیادی را دربر می گیرد. در شمال گفته می شود که تعداد آنها بین ۵۰۰ و ۷۰۰ هزار تن است، درحالی که در جنوب که هر شب هم بمباران می شود، حالا با بسته شدن این پایانه ها ۱.۵ میلیون تن با گرسنگی و تشنگی دست به گریبان و در حال مردن هستند.

خفقان مالی

بدتر از همه این است که با آن که توجه بر رفح متمرکز است، بمباران ها در شمال هم ادامه دارد. ارتش اسرائیل جبالیا و محله زیتون – که در آن کشتارهای بیرحمانه جدیدی جریان دارد- را اشغال کرده و جابجایی های جدید مردم درجریان است.

دنیا در حال نگاه کردن به آنچه که در رفح رخ می دهد است، درحالی که در جاهای دیگر وضع بدتر است. از ساحل غربی رود اردن کم حرف زده می شود. در آنجا F-16 ها بمباران نمی کنند اما دلیل آن تنها این است که این سرزمین پر از شهرک های یهودی نشین است و اسرائیل از کاربرد نیروی هوایی خود در مناطقی که شهرک ها وجود دارند بیم دارد. در غزه این کار را پس از سال ۲۰۰۵ یعنی برچیده شدن شهرک ها و به ویژه با کاربرد دیوار صوتی که شیشه های – حتی خودروها- را منفجر می کرد انجام دادند.

روش دیگر ایجاد خفقان مالی است. اسرائیلی ها از پرداخت پول مالیات هایی که از جانب تشکیلات خودگردان (AP) در مرزها می گیرند خودداری می کنند. این امر باعث می شود که این تشکیلات نتواند حتی نصف حقوق کارکنان خود را نیز پرداخت کند و این درمورد کارکنان این تشکیلات در نوار غزه هم صادق است که از زمان به قدرت رسیدن حماس در سال ۲۰۰۷، با آن که کار نمی کردند همچنان حقوق خود را دریافت می نمودند. این درحالی است که قیمت کالاها ۱۰ یا ۲۰ برابر شده است.

محمود عباس پذیرفته که مسیر سیاسی – و نه نظامی- را ادامه دهد و به رغم این، اسرائیلی ها به او به چشم یک دشمن نگاه می کنند و با او می جنگند. آنها همه توافق ها را زیر پا گذاشته اند.

چهارشنبه این هفته هفتاد و ششمین سالگرد «نکبه» یعنی «فاجعه» ایجاد اسرائیل است که باعث اخراج اکثریت فلسطینی ها شد. در آن دوران، فلسطینی ها به غزه، ساحل غربی رود اردن یا کشورهای همسایه پناه بردند. امروز، در داخل نوار غزه از این به آن گوشه می گریزند. همیشه همان گاوباز است و همان گاو.